اي حُجّت خداي، که عشقت امان ماست

ذکر تو در محافل روضه نشان ماست

خون گريه کن که ماتم جد غريب توست

يار دل حزين تو آه و فغان ماست

ما را نواي نوحه جد او جانفزاست

الحق که روضه،داروي روح و روان ماست

هرجا که مي‌رويم دم از عشق مي‌زنيم

آري حديث مهر تو ورد زبان ماست

پرچم، چراغ، آب، سياهي، کتيبه، اشک

اين ها همه بهانه سر نهان ماست

سرِّ نهان ما که به جز شاه عشق نيست

در قبضه ولايت او جسم وجان ماست

سلطان عشق آبروي عالمين کيست؟

آنکه هماره در گرُوَش آرمان ماست

هستي به دست تو ،دل تو در کف حسين

دست تو بر سر و غم او سايبان ماست

در حال روضه معني هر زمزمه تويي

 

غمگين مباش زمزمه طرز بيان ماست


برچسب‌ها: ,