آیا نبودن نام حضرت رقیه سلام الله علیها در میان فرزندان امام حسین علیه السلام در غالب کتابها و متون قدیم ـ مانند ارشاد شیخ مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الإمامة طبری،ـ بر نبودن چنین دختری برای امام حسین علیه السلام دلالت دارد؟

 

با توجه به مطالب ذیل، پاسخ این سؤال، روشن می شود:

 

۱. از یک سو دشمن نخواسته شخصیت اهل البیت علیهم السلام شناخته شود. اگر متوکل ۱۰۰ کنیز داشته و نام همۀ آنها در تاریخ موجود است، و همچنین اگر ۱۰ اسب ممتاز داشته و نام تمام آن در تاریخ آمده است، چون تاریخ را آنها نوشته اند، حتی تاریخ کربلا را خبرگزاران یزید نوشته اند و بیش از نود درصد این وقایع به دست مخالفین و توسط خبرگزاران یزید به دست ما رسیده است.

 

۲. از سویی دیگر خود اهل البیت علیهم السلام مایل نبودند که نام بانوانشان در معرض گفت و شنود باشد. اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم همواره نام نامی حضرت فاطمه سلام الله علیها را بر زبان جاری می کرد، حکمتهای بسیار زیادی داشت. به همان دلیلی که در قرآن کریم نام حضرت مریم ذکر شده است تا در تاریخ از او دفاع شود. پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلّم در هر مناسبتی می فرمود: «فاطمة بضعةمنّی» تا سندی باشد در مقابل کسانی که می خواستند نام فاطمه سلام الله علیها و خبر مظلومیت او به گوش کسی نرسد.

 

۳. در دوره زندگاني ائمه اطهار عليهم‏السلام و در صدر اسلام مسائلي مانند: به آتش کشیدن احادیث نبوی از سوی داعیه داران خلافت، اختناق شديد حکمرانان اموي و فشار حکومت بر سيره نويسان، جانبداري‏ها و... سبب بروز بعضي اختلافات در نقل مطالب تاريخي مي ‏شده است. همچنین به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان علیهم السلام از سوی دیگر، و سانسورهای بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند، از سوی سوم، عدم اهتمام به ضبط و ثبت همۀ امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان علیهم السلام، موجب شده که بسیاری از ماجرای زندگی آنان در پشت پردۀ خفا باقی بماند؛ بنابراین، ذکر نکردن آنها دلیل بر نبودِ آنها نخواهد شد.

 

۴. در اثر تاخت و تازها و وجود بربريت و دانش ستيزي غاصبین خلافت و حکام بنی امیه و بنی العباس، بسياري ازمنابع ارزشمند از ميان رفته است. همچنین آتش سوزی های گسترده و مکرر کتابخانه های شیعه باعث شد بسیاری از منابع از دست برود. چه بسا بسياري از اين اسناد و منابع معتبر که درجريان اين درگيري‏ها، از بين رفته و به دست ما نرسيده است.

 

۵. تعداد فرزندان، تشابه اسمي و به ويژه سرگذشت‏هاي شبيه در مورد شخصيت‏های گوناگون تاريخي و گاه وجود ابهام در گذشته‏ها و پيشينه زندگي افراد، امر را برتاريخ نويسان مشتبه کرده است. همانگونه که اين مسأله در مورد ديگر شخصيت‏هاي تاريخي ـ حتي در جريان قيام عاشورا ـ نيز به چشم مي‏خورد. لذا بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیّه در یک خاندان، موجب اشتباه در تاریخ شده، و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است.

 

۶. گاهی نیز بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلاً طبق قرائنی که خاطر نشان می شود، به احتمال قوی همین رقیّه سلام الله علیها را فاطمۀ صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام اصلی او شده است. همانگونه که پيش‏ترگفته شد، امام حسين عليه‏السلام به دليل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادرگرامي‏شان، نام همۀ فرزندان خود را فاطمه و علي مي‏گذاشتند. اين امر خود منشأ بسياري از سهوِ قلم‏ها در نگاشتن شرح حال زندگاني فرزندانِ امام حسين عليه‏السلام گرديده است. قراين و شواهدي نيز در دست است که رقيه عليهاالسلام را فاطمه صغيره مي‏خوانده‏اند. احتمال دارد همين موضوع سبب غفلت از نام اصلي ايشان شده باشد.

 

۷. افزون برآن، از دلایل فراموشي يا کم رنگ شدن حضور اين شخصيت، زندگاني کوتاه ايشان است که سبب شده ردّ کمتري از ايشان در تاريخ به چشم بخورد. در مورد حضرت علي اصغر عليه‏السلام نيز مي‏توان گفت: اگر شهادت او در بحبوحۀ نبرد و وجود شاهدان بسيار بر اين جريان نبود، نامي از حضرت علي اصغر عليه‏السلام نيز امروز در بين کتاب‏هاي معتبر شيعه به چشم نمي‏خورد؛ زيرا تاريخ‏نويسي فني است که با جمع آوري اقوال سر و کار دارد که بسياري از آن‏ها شاهد عيني نداشته و به صورت نقل قول گرد هم آمده است. تنها موضوعي که در آن مورد بحث و بررسي قرار مي‏گيرد، درستي و يا نادرستي آن از حيث ثقه بودن راوي است که البته اين موضوع فقط در تاريخ اسلام وجود دارد. امابه عنوان نمونه، در بحث حديث، معرّفه‏ها و مشخصه‏هاي ديگري نيز براي سنجش درستي اخبار، موجود مي‏باشد که خبر را با تعادل و نيز تراجيح، علاج معارضه و تزاحم، بررسي دلالت و عمليات‏هاي ديگر مورد بررسي قرار مي‏دهند.

 

۸. چنانکه خواهد آمد علمای بزرگ از قدما، از حضرت رقیه به عنوان دختر صغیرۀ امام حسین علیه السلام یاد کرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابۀ شام شرح داده اند. پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترس آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیّه سلام الله علیها سخن به میان آورده اند؛ کتابهائی که در دسترس دیگران نبوده است و در دسترس ما هم نیست.

 

در اولین پست نام علماي بزرگ از قدما را ذکر کرده ایم که، از حضرت رقيه عليها‏السلام به عنوان دختر امام حسين عليه‏السلام يادكرده‌اند و شهادت جانسوز او را در خرابۀ شام شرح داده‌اند.

 

بنابراين ذكرنشدن نام حضرت رقيه عليها‏السلام در غالب كتب حديث قديم هرگز دليل نبودن چنين دختري براي امام حسين عليه‏السلام نخواهد بود،چنانكه عدم ثبت بسياري از جزئيات عاشورا و حوادث كربلا و پس از كربلادر مورد اسيران، دركتابهاي مربوطه، دليل نمي‌شود كه بيش از آنچه درباره كربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است.


برچسب‌ها: ,