هنوز بار گناهی که داشتم دارم

ز شرم شعله آهی که داشتم دارم

اگر چه بر سر کویت غریب افتادم

ز اشک خویش سپاهی که داشتم دارم

مگر سیاهی چشم تو مرحمت بکند

و گرنه بخت سیاهی که داشتم دارم

من از نظاره روی تو دل نخواهم کند

گرسنه چشم نگاهی که داشتم دارم

خوشم که نام حسینم ز لب نیفتاده

یگانه پشت و پناهی که داشتم دارم

لباس نوکری او لباس فخر من است

 

مدال خدمت شاهی که داشتم دارم


برچسب‌ها: ,